به تنبلی حمله کن!

دسته:
این کتاب دارای گارانتی 100% بازگشت وجه را دارد
دانلودی

قیمت تومان۷,۰۰۰

معرفی اجمالی محصول به تنبلی حمله کن!

با مطالعه این کتاب و انجام دادن تمرینات آن می توانید به راحتی به تنبلی حمله کنید و در مدت زمان کوتاهی به نتایج خوبی برسید.فقط باید اقدام کنید و صبر داشته باشید.

آیا به نظر شما می شود به تنبلی حمله کرد؟

مدت ها بود دنبال رمز موفقیت بودم و می خواستم بدانم که این رمز چی هست،اصلا موفقیت یعنی چی؟

به دنبال موفقیت بودم،به همه جا سر می زدم تا او را پیدا کنم،وقتی از آدم ها می پرسیدم که آیا موفقیت اینجا بوده؟

آیا او را دیده اید؟

تنها یک جواب می شنیدم و آن هم این بود:

موفقیتی دیگر وجود ندارد،او برای همیشه از پیش ما رفته!

اما دشمن او خیلی وقت است که به اینجا آمده و شده یکی مثل اعضای خانواده مان!

اوایل او خیلی کوچک و نحیف بود،فکر می کردیم که زیاد نمی تواند دوام بیاورد و به زودی خواهد مرد.دلمان سوخت و سعی کردیم که او را از مردن نجات بدهیم اما غافل از این بودیم که او گرگی بود در لباس میش!

روز به روز بزرگ تر شد و تبدیل شد به یک شکست بزرگ.او هر کاری که توانست انجام داد تا موفقیت را از خانه مان بیرون کند و به خواسته ی خود رسید و توانست او را برای همیشه از زندگی ما حذف کند و این روزها خیلی دلمان برای او تنگ است،ای کاش میشد که یک بار دیگر او را ببینیم.

از آنها پرسیدم که آیا به دنبال او گشته ای؟آیا سعی کرده ای که او را به خانه برگردانی؟

جوابی که شنیدم خیلی برایم درد آور بود!!!

جواب دادن:

شکست اجازه نمی دهد که ما از نقطه ای که تعیین کرده خارج بشویم و اگر پایمان را یک وجب آن طرف تر بگذاریم او سریعا ما را به نقطه تعیین شده بر می گرداند.

برای آنها افسوس خورده ام که چرا کسی را که نمی شناختند وارد زندگی شان کرده اند و به او پر و بال دادن و بزرگش کردند،اما او برای آنها خط قرمز تعیین کرده و نمی گذارد که آنها پایشان را فراتر از خواسته ی او بگذارند.

به آنها گفتم من نوشته ای دارم که در آن فرمول هایی وجود دارد،می توانید با اجرای آنها و صبر داشتن و نترسیدن،آرام آرام او را از زندگی خود خارج کنید بدون اینکه متوجه بشود.

سریعاً خوشحال شدند و گفتند که نوشته هایت را به ما بده تا بتوانیم از شر او خلاص شویم.

نوشته هایم را به آنها دادم و گفتم که فرمول ها را اجرا کنید و نگذارید که در این مدت شکست چیزی بفهمد،در مقابل او ایستادگی کنید،خودتان او را بزرگ کرده اید،او را کامل می شناسید،می دانید که چه نقاط ضعفی دارد،اگر فرمول ها را به درستی اجرا کنید می توانید او را کوچک و کوچک تر و روز به روز ضعیفش کنید،فقط باید در مقابل او ایستادگی کنید و نگذارید که با حرفهایش شما را نا امید کند.اگر 21 روز در مقابل او ایستادگی کنید می توانید کم کم او را از خانه خود بیرون کنید.

می توانید بدون هیچ نگرانی دنبال موفقیت بگردید و اگر در پیدا کردن او مصمم باشید مطمئناً او را پیدا خواهید کرد.نوشته ها را به او دادم و از آنجا رفتم که به دنبال موفقیت بگردم.

به جای دیگری رسیدم،آنجا هم وضعیتی مشابه آن کسی را دیدم که ترس را در خانه بزرگ کرده بود،خواستم به او هم نوشته هایم را بدهم که گفت من اصلا اهل خواندن کتاب و نوشته نیستم،چون حتی حوصله خودم را هم ندارم!

به او گفتم سعی کن نوشته هایم را بخوانی و بعد از خواندنش به تو قول می دهم که اگر آنها را در زندگی ات اجرایی کنی به دستاورد های خوبی خواهی رسید.اولش ممانعت می کردم،او را راضی کردم و نوشته هایم را به او دادم و بهم قول داد که نوشته ها را بخواند.

در ادامه راه به شخصی رسیدم که سراسر پر از شوق و شور بود،از او پرسیدم آیا موفقیت را می شناسی؟

پاسخ داد بله او را خیلی وقت است که می شناسم،من و او دوست های صمیمی هستیم.به او گفتم نشانی اش را به من می دهی؟

گفت:او نشانی خاصی ندارد!هر جا که شوق و امید باشد او خودش را خواهد رساند.

(از گفته های او تعجب کردم)

به گفته هایش ادامه داد:او خانه ی مشخصی ندارد هر جا که امید به زندگی و شادی باشد او خودش را دعوت می کند به آن محفل.

به او گفتم آیا همیشه پیش شماست؟آیا شما را تا به حال تنها گذاشته؟

پاسخ داد:زمانی شده که من به خودم ایمان نداشتم و فکر می کردم نمی توانم آن کار را به سرانجام برسانم،او را ناراحت کردم و او چند وقتی با من قهر بوده!اما من باز هم مهمانی دیگری داشتم در روزهایی که به خودم باور نداشتم و او دشمن موفقیت یعنی شکست بوده!

هر چند از شکست هم درس های زیادی یاد گرفتم اما درس هایی که از موفقیت گرفتم را هیچوقت فراموش نکردم.

از او پرسیدم راز دوستی تو با موفقیت چیست؟

گفت:وقتی تصمیم گرفتم آن را عملی کردم،وقتی تصمیم گرفتم اراده کردم،وقتی تصمیم گرفتم اهمال کاری و تنبلی نکردم،وقتی تصمیم گرفتم باز هم اهمال کاری و تنبلی نکردم!

به او گفتم نوشته هایم را که به آن دو نفر داده بودم در مورد همین موضوعات بود.

در آن گفته بودم که بزرگترین مانع برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت اهمال کاری و تنبلی بوده.در آن نوشته بودم که چطور می توانید با تمرین و صبر داشتن با موفقیت دوست بشوید.فقط باید تمرین تمرین تمرین کرد و صبر داشت.

با او خداحافظی کردم و رفتم.به حرف های آن دو نفر فکر کردم که می گفتند شکست با ما دوست شده،می دانستم که بزرگترین اشتباه آنها این است که اهمال کاری و تنبلی را پیش گرفتند به خاطر همین بود که نوشته هایم را به آنها دادم.امیدوارم هستم که نوشته هایم را بخوانند و بدانند کجاها دارند موفقیت را ناراحت می کنند و کجاها شکست را با روی گشاده پذیرا هستند.

امیدوارم شما هم نوشته هایم را بخوانید و به آنها عمل کنید و بدانید که کجاها شکست را با روی باز پذیرا هستید.

کجاها اهمال کاری و تنبلی می کنید،کجاها باید دست به اقدام و عمل بزنید.

به تنبلی حمله کن

اگر نوشته ها را خواندید،عمل کردید و نتیجه نگرفتید یه من اطلاع بدهید تا بهایی را که بابت نوشته ها پرداختید را بدون پرسیدن حتی یک سوال به شما برگردانم و مطمئن باشید که با کمال میل این کار را انجام خواهم داد.

پس با خیال راحت نوشته هایم را بخوانید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “به تنبلی حمله کن!”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *