کلاس تهران

گزارش کارگاه اهمال کاری (تهران)

خیلی ها با واژه اهمال کاری غریبه هستند.وقتی که می گوییم اهمال کاری سریع میگن اهمال کاری یعنی چی؟

تصمیم گرفته بودم که اسم این کارگاه را اهمال کاری و مدیریت زمان بگذارم.

در همان اسلاید اول به شرکت کنندگان گفته شد که راجب این سر فصل ها می شود ساعت ها بحث و گفتگو انجام داد اما من سعی کردم سرفصل هایی را انتخاب کنم که در زندگی روزمره بیشترین کاربردها را دارد.

سرفصل ها

در ادامه به این موضوع پرداخته شد که اگر با طرز فکر ایستا وارد این کارگاه شده اید نمی توان به نتیجه دلخواه رسید.

اگر طرز فکر ایستا دارید نه در این کارگاه به نتیجه می رسید نه می توانید در زندگی خود به نتایج بزرگ دست پیدا کنید.

کسانی که طرز فکر ایستا دارند متاسفانه به رشد و یادگیری خود اهمیت نمی دهند و گمان می کنند با اطلاعاتی که دارند می توانند به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند اما با این طرز فکر فقط،فقط خودشان را گول می زنند.به نظر من طرز فکر ایستا را به (دزد موفقیت) تشبیه می کنم چرا که همش در ذهن تکرار می کند تو نمی توانی بیشتر از این پیش بروی،تو نمی توانی به خواسته های بزرگ برسی،تلاش کردن در کار و زندگی برای بهبود بخشیدن آنها بی فایده اس.

پس الکی انرژیت را مصرف نکن!اگر می خواهید در این مورد اطلاعات بیشتری کسب کنید پیشنهاد می کنم به مقاله (بزرگترین مانع موفقیت اهمال کاری و تنبلی است!) مراجعه کنید.

اگر طرز فکر ایستا دارید من هم نمی توانم برای شما کاری انجام بدهم!

سوپرمن

در ادامه این موضوع پرداخته شد که کجا تنبلی می کنیم؟عوامل تنبلی را پیدا کردیم.

تنبلی به خیلی از دلایل می تواند بستگی داشته باشد.

اهمال کاری و تنبلی نقابی هست برای ترس هایمان،ما نقاب اهمال کاری را می زنیم چون ترس می ترسیم!

انواع و اقسام ترس ها را داریم و می ترسیم که برای رفع آنها اقدام کنیم.

ترس هایمان چه چیزی می تواند باشد؟

ترس از شکست،ترس از موفقیت،ترس از مسخره شدن،ترس از اینکه اگر من راهی را بروم که هیچ کسی در آن قدم نگذاشته چه بلایی سرم می آید؟

ترس از شکست که معلوم است!یعنی می ترسیم کاری را انجام بدهیم و نتوانیم در آن به نتیجه دلخواه برسیم.

اما ترس از موفقیت هم یکی از عوامل اهمال کاری و تنبلی حساب می شود.مثل این می ماند که اگر من در یک شرکتی مشغول به کار هستم و در آن شرکت به من پیشنهاد پست جدید و سِمت بالاتر می شود،اما چون من می ترسم که اگر مسئولیتی قبول کنم امکان این وجود دارد که مشغله های ذهنی و مسئولیت چند نفر را به عهده بگیرم و شاید نتوانم از قبول این همه زحمت بر بی آیم پس ترجیح می دم که آن را قبول نکنم و به سِمت قبلی خودم تکیه بزنم و از دایره ی امن خود خارج نشوم.

از چی می ترسیم؟

تا کی می خواهیم با ترس هایمان زندگی کنیم؟تا لحظه ای که در این دنیا هستیم باید در ترس و اضطراب بمانیم؟

می خواهیم با حسرت تا آخر عمرمان زندگی کنیم…

انتخاب با خودتان است!خوب زندگی کردن یا بد زندگی کردن مربوط به خودتان است و خودتان تصمیم می گیرید که در ترس هایتان بمانید و یا به دل آنها بروید و از روی آنها عبور کنید.

یکی دیگر از سرفصل ها این بود که اگر از چیزی نمی ترسیدیم و هیچ نگرانی و مشکلی وجود نداشت چه کارهایی انجام می دادیم و چه چیزهایی را می توانستیم به دست بیاوریم؟پاسخ صحیح به این سوال می تواند به ما سرنخ های خوبی بدهد.

به این موضوع پرداخته شد که ما الان کمی اطلاعات گرفتیم و تا چند روز انرژی داریم اما بعد از گذشت ۳ الی ۴ روز انرژی مان تخلیه می شود و باز بر می گردیم به همان حالت قبل و مثل گذشته بی حوصله و نا امید می شویم.

باتری

جواب خیلی ساده است

سرعت ذهن ما از سرعت جسم ما بیشتر است،یعنی ما در هر لحظه و هر روز اطلاعت جدیدی را دریافت می کنیم و این اطلاعت وارد مغز ما می شود.فرض کنید که ما از قبل یکسری اطلاعات داریم در مورد تنبلی و می دانیم که برای رفع آن باید چه کارهایی را انجام بدهیم اما به خاطر اینکه ما به آنها عمل نکردیم،در گوشه ذهنمان مانده است و الان هم یکسری اطلاعات جدیدی گرفته ایم.

در اینجا مغز کمی درگیری با خودش پیدا می کند!اطلاعات زیادی از قبل وجود داشته و الان هم اطلاعات جدیدی دریافت کرده و می خواهد تمام تمرینات را انجام بدهد و چون نمی داند که کدامیک را باید اول از همه انجام بدهد به خاطر همین کمی سر در گم می شود و اگر سماجت و پافشاری نداشته باشید باز بر می گردید به همان حالت قبل.معمولا برای ساخت عادت جدید ۲۱ روز زمان احتیاج است و باید آنقدر تمرین و تکرار داشته باشیم تا عادت جدید در ما شکل بگیرد.

تنبلی مثل اعتیاده!

اگر به تنبلی ادامه بدهیم می تواند مشکلات بزرگی برای ما به وجود بیاورد.

روی اعتماد به نفس و عزت نفس ما به شدت تاثیر می گذارد.مثلا می خواهیم یک مهارت جدیدی را یاد بگیریم اما همش آن را پشت گوش می اندازیم.می گویم که از فردا از هفته دیگه از…فردایی که همش به تعویق می افته و همین به تعویق انداختن ها باعث می شود که اعتماد به نفس مان پایین بیاید و این مشکل را در ما به وجود بیاورد که کاری را شروع می کنیم اما نمی توانیم آن را به سرانجام برسانیم و این در ما تبدیل می شود عادت!

عادت مخربی که اعتماد به نفس و عزت نفس پایین،بی حوصله گی،روزمرگی،بی حال بودن و سرحال نبودن و…

می تواند در ما شکل بگیرد.باید مراقب باشیم که به دام این اعتیاد تنبلی نیوفتیم.

در ادامه کارگاه کمی به پرسش و پاسخ پرداخته شد و شرکت کنندگان سوال های خود را راجب موضوع کلاس پرسیدند و جواب هایشان را گرفتند.

پرسش

منتظر نمانید تا حوصله بیاد،حوصله را خودتان به وجود بی آورید!

اگر کاری را می خواهید انجام بدهید اما مغز همش آن را به تعویق می اندازد و می خواهد با پرت کردن حواس،ما را از انجام آن منع کند بگو دستور بدهید که فقط پنج دقیقه انجامش می دهم.

اگر پنج دقیقه را شروع کردید و به خودتان آمدید و دیدید که یک ساعت است به آن کار مشغول هستید که می تواند عالی باشد.اما اگر دیدید بعد از پنج دقیقه دارید اذیت می شوید سریع آن کار را رها کنید.

و سعی کنید بعدا باز هم تکنیک پنج دقیقه را امتحان کنید و مغز را گول بزنید!

پنج دقیقه کارتان را به تعویق بی اندازید.

کاری را دارید انجام می دهید و به ذهنتان خطور می کند که بلندشو و موبایلت را چک کن.

می دانید معنی آن چیست؟

مغز دارد آلارم می دهد که خیلی داری تمرکز می کنی!چون تا به الان ما این همه روی یک کار تمرکز نکرده بودیم،چون دفعات اول است که مغز دارد با چنین موضوعی مواج می شود و کمی می ترسد تمرکز کند.چون تمرکز کردن انرژی بالایی را از مغز می گیرد.

در اینجا ما می توانیم به مغز دستور بدهیم که فقط پنج دقیقه دیگر تحمل کن تا من خواسته ی تو را عملی کنم،باز روی کارمان تمرکز می کنیم و آن را انجام می دهیم و سعی می کنیم که با تکنیک به تعویق انداختم کم کم به مغزمان بگیم که این ما هستیم که دستور می دهیم نه تو!!!لطفا این موضوع را مشخص کنید که می خواهید شما به مغز دستور بدهید یا مغز به شما دستور بدهد که این کار را بکن این کار را نکن!

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *