تبلیغ نویسی هم خوب است هم بد

تبلیغ نویسی هم خوب است هم بد!

تبلیغ نویسی که به‌ اصطلاح انگلیسی copy writing گفته می‌شود موضوعی است که از چند دهه قبل به وجود آمده.

تصور کنید یک بازاریاب به شما مراجعه می‌کند و می‌خواهد چیزی را به شما بفروشد، احتمال اینکه بتواند شما را قانع کند تا محصولش را تهیه کنید بالا است.

چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟

خیلی ساده اس چون در مراجعه حضوری می‌تواند گفتگو کند و با اجرای ترفندهای فروش شما را ترغیب کند تا خرید را انجام بدهید.

اگر یک بازاریاب دیگری به شما مراجعه کند و همان محصول را داشته باشد و تکنیک‌هایی که بازاریاب قبلی برای مذاکره با شما به‌کاربرده است را تکرار کند، شما متوجه خواهید شد که از یک الگوی مشخصی استفاده می‌کنند تا بتوانند فروش را انجام بدهند.

تبلیغ نویسی از کجا شکل گرفت؟

تبلیغ نویسی از کجا آمد
تبلیغ نویسی چیست

تبلیغ نویسی به خاطر تنبلی بازاریاب‌ها شکل گرفت!

بازاریاب‌ها گفتند چرا این‌همه وقتمان را تلف کنیم و به‌جاهای مختلف برویم؟

ما که از یک الگوی مشخص استفاده می‌کنیم برای فروش محصولمان، پس چرا آن را ننویسیم و برای مخاطب ارسال نکنیم؟

شروع کردند به نوشتن برگه تبلیغ و همان تکنیک‌هایی را به کار بردند که در مراجعه حضوری برای متقاعدسازی افراد استفاده می‌کردند.

نوشته‌ها برای مخاطب ارسال شد و بعد از خواندن تصمیم گرفت تا محصول مورد نظر را خریداری کند!

جرقه‌ای در ذهن بازاریاب‌ها خورد!

چرا برگه‌های تبلیغ نویسی شده را برای ۱۰۰ ها نفر از مشتریانم ارسال نکنم؟

اینجا بود که مفهوم copy writing یا همان تبلیغ نویسی به وجود آمد و در مجلات و روزنامه‌ها مورد استفاده قرار گرفت.

سؤال دیگری که شکل گرفت این بود: در روزنامه‌ها و مجلات نمی‌شود زیاد نوشت و مخاطب را تحت تأثیر قرار داد، حالا چه‌ کاری باید انجام بدهیم؟

کتاب نویسی

مسلماً نمی‌شود کل روزنامه و مجلات را به نوشتن صفحات تبلیغ نویسی شده اختصاص داد! اینجا بحث کتاب نویسی به وجود آمد.

ابزاری به اسم کتاب که خیلی راحت می‌توان هر چند صفحه‌ای که می‌خواهید تبلیغ نویسی کنید و هیچ‌گونه محدودیتی نداشته باشید.

در کتاب خیلی راحت‌تر می‌توانستند بر مخاطب تأثیر بگذارند و کلی مشکل را باز کنند و چند راه‌حل ارائه بدهند و در آخر هم بگویند من چنین محصولی را دارم و می‌توانم کمکت کنم تا مشکلت رفع بشود.

اگر اهل خواندن کتاب باشید مشاهده خواهید کرد که عموم کتاب‌ها می‌خواهند چیزی را بفروشند، یک کتاب عشق را می‌فروشد، دیگری طرز تفکر و دیدگاه خاصی، دیگری محصول آموزشی و…

می‌توان گفت عموم کتاب‌ها صفحه تبلیغ نویسی شده هستند در ابعاد بزرگ و کامل‌تر

تبلیغ نویسی در کتاب
تبلیغ نویسی در این روزها

چرا تبلیغ نویسی می‌تواند بد باشد؟

همان‌طور که در عنوان این مقاله مشاهده کردید گفتیم تبلیغ نویسی هم می‌تواند خوب باشد هم می‌تواند بد باشد.

چرا می‌تواند بد باشد؟

یکی از مدرسان معروف کشور را که شاید شما هم بشناسید، در فضای مجازی تبلیغات زیادی انجام می‌داد و مدام به یکسری چیزهایی اشاره می‌کرد که باور کردنش کمی سخت بود.

من فقیرترین بودم و الان ثروتمندترین هستم…

یک ادعای که اصلاً قابل‌قبول نیست و نمی‌توان به‌هیچ‌وجه ثابت کرد! همین تبلیغ باعث شده بود خیلی‌ها به این مدرس بی‌اعتماد باشند و آن را قبول نکنند.

با اینکه فروش میلیاردی از این طریق به دست آورده است اما آن تبلیغات می توانست کم کم  او را از گردونه حذف کند اما با تغییر جهتی که داد توانست نگاه خیلی‌ها را نسبت به خودش تغییر دهد.

مشاهده کردید چرا یک تبلیغ و آن کسی که بدون دانش در این ضمینه تبلیغ نویسی می‌کند، می‌تواند اثرات بدی را به وجود بیاورد؟

رعایت اصول تبلیغ نویسی

رعایت این اصول می‌تواند به شما کمک کند تا تبلیغات خوبی بنویسید و دچار اشتباهاتی نشوید که جبران کردنش می‌تواند خیلی خیلی سخت باشد، در ادامه به چند اصول در تبلیغ نویسی اشاره خواهم کرد و رعایت کردن آن‌ها می‌تواند کمک بزرگی به کسب‌وکارتان کند.

پیشنهاد بی‌ربط ندهید

در وب‌سایت خود و بخصوص در صفحه تبلیغ پیشنهادهای بی‌ربط ندهید!

شاید این جوک را شنیده باشید که فردی می‌خواهد به یک نفر نصیحتی کند تا دیگر سیگار نکشد!

آن شخص نصیحت کننده یک سیب را نشان شخص نصیحت شنوده می‌دهد و می‌گوید که این سیب را می‌بینی؟

دیگر سیگار نکش!!!

این‌یک پیشنهاد بی‌ربط است و ربطی به ماجرای اصلی ندارد.

مثال:

شما سایتی دارید که تمِ بهبود فردی دارد و محصولاتی دارید در مورد اعتمادبه‌نفس و افزایش عزت‌ نفس و… اما محصولی تولید کردید درباره آموزش گیتار!

چقدر بی‌ربط است، مخاطب گیج می‌شود می‌گوید آخه آموزش گیتار چه ربطی به بهبود فردی دارد!

در تبلیغ نویسی هم ما چنین پیشنهادهای بی‌ربطی را زیاد می‌بینیم، نمونه‌اش خودم که وقتی می‌خواستم محصول مدیریت زمان را در سایت بفروشم اومدم و کلی درباره کتابی که در مورد اهمال‌کاری و تنبلی را نوشته بودم توضیح دادم و گفتم که بعد از خرید، این کتاب را هم می‌توانید به‌صورت رایگان دانلود کنید.

شاید بگوید مدیریت زمان، اهمال‌کاری و تنبلی که به همدیگر نزدیک هستند، درست می‌گویید اما من مدام در تبلیغ نویسی محصول اشاره می‌کردم که می‌توانید این کتاب را هم به‌رایگان دریافت کنید.

میشه گفت شورش را در آورده بودم از بس انقدر روی کتاب تأکید می‌کردم و مانور می‌دادم،

به‌جای اینکه محصول اصلی را بفروشم مدام از خوبی‌های کتاب می‌گفتم.

مستقیم نفروشید

من محصولی دارم به اسم تبلیغ نویسی و مدام به‌صورت مستقیم اشاره می‌کنم که این محصول را از من بخرید!

چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

مسلماً شما از صفحه‌ی تبلیغ محصول مورد نظر خسته می‌شوید و به خواندن محتوای آن ادامه نمی‌دهید.

به‌صورت غیر مستقیم باید اشاره‌کنید که ببین تو این مشکلات را داری و محصول من می‌تواند مشکل تو را حل کند.

اگر بتوانید در قالب داستان واقعی مشکل را مطرح کنید و در آخر داستان بتوانید آن مشکل را حل کنید، آن‌وقت است که مخاطب اعتمادش به شما بیشتر خواهد شد.

اشتباه نکنید

متأسفانه خیلی از فروشنده‌ها فکر می‌کنند خریداران احتمالی مثل خود آن‌ها حتماً اطلاعات زیادی دارند و مدام شروع می‌کنند به تعریف که آره این موبایل چیپست فلان دارد، سی پی بو آنقدر است، دارای گواهینامه…

تبلیغ نویسی اشتباه
تبلیغ نویسی مبتدی

دیوید اگلیوی تبلیغ نویس معروف یک جمله زیبایی دارد که می‌گوید:

شما نمی‌توانید حوصله مردم را سر ببرید و به آن‌ها بفروشید!

دقیقا این موضوع در تبلیغ نویسی هم کاربرد دارد، خیلی‌ها در تبلیغات خود اشاره به اجزای داخل محصول می‌کنند و یا می‌گویند، من چندین ماه برای تولید محصول وقت گذاشتم و کلی سختی کشیدم!

خریدار فقط یک سؤال برایش پیش می‌آید:

برای من مهم نیست که چقدر زمان و هزینه کردی برای تولید محصولت!

چه جوری می‌تواند مشکل من را حل کند؟

یکی از مهم‌ترین رازهای یک تبلیغ خوب همین یک جمله می‌تواند باشد:

در تبلیغات خود اشاره به سود خریدار کنید و بگویید بعد از استفاده از محصول چه اتفاقی برای خریداران خواهد افتاد!

مستقیم تبلیغ کنید

تبلیغ مستقیم به این معنا است که مخاطب را ترغیب به خرید و یا انجام دادن کاری کند، ترغیب به خرید مشخص است، یعنی با تبلیغ نویسی کاری می‌کنیم تا مخاطب خرید را انجام دهد.

انجام دادن کار یا اقدام کردن می‌تواند، برقراری تماس با یک شرکتی باشد که کار خدماتی انجام می‌دهد و یا کسی که کار مشاوره‌ دارد.

اقدام می‌تواند این باشد، مخاطب ایمیل خود را وارد کند و یا اطلاعات تماس خود را به ما بدهد.

مزیت رقابتی دارید؟

منظور از مزیت می‌تواند این باشد که خدماتی بیشتر از خرید به خریدار می‌دهید، مثلاً اگر از شما یک میز و صندلی می‌خرند شما ارسال رایگان درب منزل دارید، ارسال رایگان مزیت رقابتی شما می‌شود و یا نصب رایگان دارید که مزیت شما محسوب می شود.

سؤال؟

 شما یک صندلی تولید کردید و رقیب شما هم دقیقاً همان صندلی را تولید کرده، در اینجا باید یک سؤال مهم از خودتان بپرسید:

چرا از من بخرند؟

شما همان صندلی را دارید و رقیبتان هم دقیقا همان را دارد، مخاطب کدام را انتخاب می‌کند؟

جواب خیلی ساده اس: کسی می‌فروشد که یک صفحه‌ی تبلیغ نویسی شده عالی داشته باشد!

در کسب‌وکار خود چه مزیتی‌ دارید که می‌تواند شما را نسبت به رقبا حرفه‌ ای‌ تر نشان بدهد؟

از همین مزیت‌ها می‌توانید در صفحه تبلیغ نویسی شده خود استفاده کنید، به شما قول می‌دهم که بیشتر رقبایتان تابه‌حال اسم صفحه تبلیغ و مزیت رقابتی به گوششان نخورده.

 سیستم کسب‌ و کارشان را دقیقاً مثل ۱۰ سال پیش هدایت می‌کنند و روز به‌روز از نبود مشتری و فروش پایین شکایت دارند، اما شما که مطالب را می‌خوانید و به فکر رشد بیزینس خود هستید خیلی راحت می‌توانید توصیه‌هایی که در این مقاله و سایر مقالات می‌شود را اجرایی کنید و سرعت رشد بیزینس را افزایش دهید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *