وقتی ایده‌هایت اولین مُشت را می‌خورند!

وقتی ایده‌هایت اولین مُشت را می‌خورند!

ایده کسب و کار داری؟

فکر می‌کنی ایده‌ای که داری تو را پول‌دار می‌کند؟

یک محصول عالی درست می‌کنی و ثروتمند می‌شوی؟

یک واقعیت دردناک را بهت بگویم؟

داشتن ایده کسب و کار فقط و فقط ۱% از راه است!

دیجی کالا چطور دیجی کالا شد؟

زمانی که بنیان گذاران آن می‌خواستند از سایت آمازون ایده بگیرند، می‌دانستند که فقط ۱% از راه، را دارند طی می‌کنند و این مسیر، مسیر همواری نیست!

مسیری نیست که بتوان به همین سادگی دیجی کالا را به مردم معرفی کنند.

فکر می‌کنم سایت دیجی کالا در سال ۸۶ متولد شد و کلی تلاش مستمر انجام شده که الآن جزء ۵ سایت برتر ایران است و فروش روزانه میلیاردی دارد.

در این مقاله نمی‌خواهم بگویم دیجی کالا چه کارهایی انجام داده تا توانسته به این موفقیت بزرگ در ایران دست پیدا کند.

digikala

سایت‌هایی که موفق هستند لزوماً ایده خیلی خاص و نابی ندارند، آن‌ها یک حیطه را انتخاب کردند و روز به روز آن را رشد دادند.

گفتم ایده کسب و کار فقط ۱% از راه می‌باشد، می‌دانی ۹۹% بقیه چه چیزی است؟

استراتژی که برای رشد بیزینس تان دارید و تلاشی که برای به سرانجام رساندن آن انجام می‌دهید ۹۹% از راه است.

ایده‌ها را در نطفه خفه نکنید!

زمانی که یک ایده خوب به ذهن خطور می‌کند، از شدت هیجان، با اطرافیان در میان گذاشته می‌شود و متأسفانه ایده در نطفه خفه می‌شود.

از کسانی مشورت می‌خواهیم که نه در آن حیطه تخصص دارند و نه چیزی درباره کسب و کار می‌دانند.

به خاطر اینکه آن‌ها تا به حال آن کار را انجام ندادند، جوری ناامیدت می‌کنند که از همه‌چیز دست خواهی کشید.

مشورت غلط
مشورت با افراد معمولی

اگر ایده خوبی دارید با شخصی مشورت کنید که آن کار را انجام داده و تمام سختی کار را کشیده و با زیروبم آن آشنا است.

وقتی یک ایده ناب به ذهنت می‌رسد و با خودت می‌گویی باید یک وب‌سایت راه‌اندازی کنم و در آنجا شروع کنم به فروختن محصول.

هر لحظه داری به ایده‌ات فکر می‌کنی و مدام به آن پروبال می‌دهی بعد میگی بذار با چند نفر مشورت کنم و نظر آن‌ها را بپرسم!

می‌روی با پدر و مادر ایده‌ات را مطرح می‌کنی و انتظار داری که حمایتت کنند اما آن‌ها نا امیدت می‌کنند!

می‌دانی چرا؟

چون آن‌ها سنشان نسبتاً زیاد است و از دنیای اینترنت و … زیاد اطلاع ندارند و می‌گویند که این چه شغل مسخره‌ای است که می‌خواهی داشته باشی؟

بعد با دوستانت مطرح می‌کنی که از آن هیچ اطلاعاتی ندارند و یا اطلاعات غلط بهت می‌دهند!

خلاصه با همه مشورت می‌کنی، به غیر از آن کسی که در آن بیزینس است!

در آخر هم ناامید می‌شوی و کلاً قید همه‌چیز را می‌زنی!

اگر ایده خاصی دارید با کسی مطرح کنید که می‌تواند اطلاعات مفیدی را ارائه بدهد تا بتوانید از آن استفاده کنید.

ایده مهم نیست؟!

نمی‌گویم ایده مهم نیست!

اتفاقاً داشتن ایده ناب و خاص خیلی مهم است، اما تا وقتی‌که استراتژی برای رشد آن نداشته باشید به هیچ دردی نمی‌خورد.

ایده خودم:

چند سال پیش به این فکر می‌کردم که اگر دستگاهی باشد، روی اگزوز ماشین‌ها نصب شود و دود را تسویه کند و هوای پاکیزه بیرون بدهد، چقدر برای داشتن هوای پاکیزه مناسب است، درست مثل دستگاه تسویه آب.

به خودم می‌گفتم چه ایده نابی داری، اگر اجرایش کنی، هم یک خدمت به مردم ایران کردی، هم اینکه میلیاردها تومان پول در می‌آوری.

همین الان که راجعش می‌نویسم نمی‌دانم آیا می‌شود آن را اجرایی کرد یا خیر!

آیا ایده خوبی است؟

آیا در ایران جواب می‌دهد؟

من فقط چندین سال است که در ذهنم دارم اما هیچ‌وقت نه اقدامی در راستای آن انجام دادم و نه استراتژی برایش دارم.

چرا رهایش کردم؟

اولاً به خاطر اینکه همان اوایل با افرادی ایده‌ام را مطرح کردم که هیچ‌گونه اطلاعاتی راجع این مورد نداشتند و شروع کردند به نا امید کردن من!

بشین سرجات!

می خوای بری واسه من مخترع بشی؟

تو رو چه به این سوسول بازی ها!

هر چند آن موقع نمی‌دانستم که باید با چه اشخاصی صحبت کنم و راهنمایی بگیرم و نا امید شدم.

الان دیگر نمی‌خواهم به دنبالش بروم به این خاطر که کارهای مهمی دارم و اولویتم چیزهایی دیگری است.

چون الآن کاری را انجام می‌دهم که دوستش دارم و می‌دانم که اگر بخواهم زمانم را برای آن بزارم نمی‌توانم برایش استراتژی مناسبی داشته باشم و اصلاً کار من نیست!

اگر شما این ایده را اجرایی کردید و نتیجه گرفتید، لطفاً من را فراموش نکنید J

گوگل چگونه گوگل شد؟

زمانی که  Google راه‌اندازی شد، چند رقیب وجود داشت، سایت‌هایی مثل yahoo  و msn ، چرا با اینکه این ۲ شرکت زودتر از گوگل راه‌اندازی شدند اما به موفقیت شرکت تازه راه‌اندازی شده نرسیدند؟

Google
Start Google

به این خاطر که گوگل ایده جدید و مهم‌تر از آن استراتژی برای رشد آن داشت و توانست در عرض چند سال این ۲ کمپانی بزرگ را کنار بزند و تبدیل شود به شماره یک موتورهای جستجو.

چگونه آن ۱% پیدا می‌شود؟

برای پیدا کردن ایده‌ای که می‌تواند شما را به خواسته‌تان برساند باید به چند سؤال مهم جواب بدید.

پزشک عمومی درآمد بیشتر دارد یا پزشک متخصص؟

کارگر معدن بیشتر درآمد دارد یا مهندس معدن؟ (سؤالات کلیشه‌ای که همه‌جا می‌پرسند! )

معلوم است پزشک متخصص و مهندس معدن درآمد بیشتر دارند! ( جواب کلیشه‌ای! )

درآمد دارند چون هر دو آن‌ها متخصص هستند، کمتر کار می‌کنند اما پول بیشتری به دست می‌آورند.

داشتن تخصص در هر زمینه‌ای می‌تواند جایگاه و درآمد زیادی را برای شما به ارمغان بیاورد.

بازار هدف را هدفمند انتخاب کنید

خیلی‌ها فکر می‌کنند وقتی یک حیطه کاری انتخاب کردند باید تا آخر عمر همان را ادامه بدهند، اما یک فکر کاملاً اشتباه است.

به نظر من ایده کسب و کار باید مثل یک سوپرمارکت باشد!

چرا میگم سوپرمارکت؟

به این خاطر که همه‌چیز در آن پیدا می‌شود، اما محل همه اجناس داخل سوپرمارکت است.

مثال:

کسی که فن و بیان و سخنرانی آموزش می‌دهد می‌تواند در کنار کار اصلی‌اش ترس از سخنرانی را هم تدریس کند یا مهارت‌های ارتباطی را هم تدریس کند.

مشاهده می‌کنید؟ اسم مغازه سخنرانی و فن بیان است و داخل آن اجناسی مثل ترس از سخنرانی، مهارت‌های ارتباطی و … تدریس می‌شود.

مثال دیگر:

شخص من که به دیجیتال مارکتینگ علاقه‌مند هستم خودم را محدود به وب‌سایت و … نکردم.

اولویت و علاقه من به تبلیغ نویسی و تبلیغات است و در درجه‌های بعدی به افراد مختلف برای راه‌اندازی وب‌سایت مشاوره می‌دهم.

برای تولید محصول و مراحل فروش به آن‌ها کمک می‌کنم و حتی گاهی اوقات کتاب نویسی را هم آموزش می‌دهم و آموزش‌های دیگری که می‌توان از پایه کسب و کار آنلاین را راه‌اندازی کرد.

پایه اصلی مغازه من تبلیغ نویسی و تبلیغات است اما درون مغازه من، مشاوره، آموزش تولید محصول، مراحل فروش، کتاب نویسی و … پیدا می‌شود.

چرا می‌گویم خودتان را محدود به یک حیطه نکنید؟

به این خاطر که دنیا هر روز در حال تغییر است و ما هم باید با تغییرات تغییر کنیم، اگر بخواهیم تغییرات را نادیده بگیریم، خیلی راحت حذف می‌شویم.

مثل شغل‌هایی که تا چندین سال پیش روی بورس بودند اما این روزها کمتر کسی به آن توجه می‌کند.

مثل راه‌اندازی اسنپ و تَب سی و …

کاری کردند تا مردم کمتر به آژانس‌ها زنگ بزنند و درخواست اتومبیل داشته باشند و عملاً آژانس‌ها کمرنگ شدند و درآمدشان پایین‌تر از هر زمان دیگری رسیده.

فکر می‌کنم ۱ یا ۲ سال پیش بود که یکسری از راننده‌ها به دفتر یکی از تاکسی‌های اینترنتی در یکی شهرها حمله کرده بودند.

می‌دانید چرا این اتفاق رخ‌داده بود؟

به این خاطر که آن‌ها نمی‌خواستند با شرایط روز خودشان را وقف دهند و واقعیت را بپذیرند که باید از یک محصول دیگر در سوپرمارکت شان استفاده کنند.

تئوری موفق می‌شوید یا عملی؟

همه ما دیدیم یا خودمان این تجربه را داشتیم که کلی وقت صرف خواندن درس شده به امید اینکه به یک شغل رؤیایی برسیم و درآمد زیادی داشته باشیم.

این همه سال صرف درس خواندن می‌شود، مدارک تحصیلی بالا دریافت می‌کنند.

زمانی که با خوشحالی و سرخوشی به دنبال شغل و یا راه‌اندازی کسب و کار می‌روند با اولین مُشت تازه حساب کار دستشان می‌آید!!!

سرگردان به دور خودشان می‌چرخند و نمی‌دانند این مُشتی که دریافت کردند از کجا بوده و چرا هیچ‌کس درباره آن چیزی نگفته بود!

کلی بررسی می‌کنند، این مُشتی که اول راه خوردند چرا سر فصلش در کتاب‌ها نیامده؟!

ضربه خوردن از ایده
مُشت اول

 می‌دانی چرا این اتفاق می‌افتد؟

به این خاطر که توی هیچ کتابی و نوشته نشده اوایل کار با چه مشکلاتی روبرو خواهی شد!

مثلاً می‌خواهی یک فروشگاه اینترنتی راه‌اندازی کنی و فروش داشته باشی، اما کلی کار است که باید انجام بدهی و نمی‌دانی کدام در اولویت است.

چه طرحی مد نظرت است؟

با مشکلات هر روزه سایت چگونه می‌خواهی کنار بیایی؟

چه محصولی را می‌خواهی بفروشی؟

محصولت را چگونه می‌خواهی عرضه کنی؟

تبلیغ نویسی اصولی و حرفه‌ای را بلد هستی؟

همان‌طور که شاید قبلاً از من شنیده باشید اگر بهترین محصول دنیا را داشته باشید اما نتوانید آن را خوب پرزنت کنید و تبلیغ نویسی و تبلیغات درستی انجام ندهید، نمی‌توانید فروش بالایی داشته باشید.

با نوشتن اشتباه صفحه محصول اتفاقی می‌افتد تا محصول خوبتان فروش نرود و شاید با شکست روبرو شوید.

یک اشتباه نابخشودنی در کسب و کار آنلاین

چون من سایت دارم، باید مردم از من خرید کنند!

وقتی شخصی وارد وب‌سایت می‌شود باید سریعاً به من پول پرداخت کند!

نمی‌دانم چرا کسانی که تازه کسب و کار آنلاین را شروع می‌کنند، می‌خواهند آنقدر زود به درآمد برسند؟

یکی از مشکلاتی که خیلی‌ها دارند، می‌دانید چیست؟

مدت‌ها وقت صرف سایتشان می‌کنند، سئو را بهتر می‌کنند، ترافیک سایت را بیشتر می‌کنند، اما گله و شکایت دارند که چرا فروشی اتفاق نمی‌افتد؟

شاید کمی برایتان عجیب باشد اما داشتن ترافیک روی سایت نمی‌تواند تضمین کند فروش بالا داشته باشید!

اشتباه در سایت
اشتباه در فروش

چند وقت پیش با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم، می‌گفت: شخصی وب‌سایتش روزانه بازدید بسیار کمی دارد اما تا الآن نزدیک چند ده میلیون تومان محصولاتش فروش رفته.

خب پس!

فلانی سایتی دارد که روزانه بازدید کمی دارد ولی فروش چند ده میلیونی توانسته داشته باشد، منم همین کار را می‌کنم!

اولاً آن شخص چهره نسبتاً معروفی است در حیطه کاری خودش، دوماً مشتریان ثابتی دارد.

بارها گفتم محصولاتان را به مخاطب سرد پیشنهاد نکنید چرا که نسبت به شما گارد می‌گیرد.

در مقاله می‌خواهم همین الآن با تو ازدواج کنم! توضیح دادم که باید چگونه با مخاطبان سرد برخورد شود تا کم‌کم ما را بپذیرند و به ما اعتماد کنند.

سؤالی که شاید برایتان پیش بیاید

پس چرا سایت‌های بزرگی مثل دیجی کالا و … در همان لحظه اول محصولاتشان را برای فروش پیشنهاد می‌دهند؟

سایت دیجی کالا روزانه صدها هزار بازدید کننده دارد و در ایران شناخته‌شده است.

پیشنهاد می‌کنم اگر بودجه تبلیغاتی که دیجی کالا برای کمپین‌هایش صرف می‌کند را دارا هستید حتماً از همان لحظه اول فروش را آغاز کنید.

اما اگر کسب و کار آنلاینی دارید و بودجه کمی برای تبلیغات دارید و یا حتی هیچ بودجه‌ای برای تبلیغات ندارید بهترین راه این است که در لحظه اول محصولتان را برای فروش پیشنهاد ندهید.

به شما پیشنهاد می‌کنم حتماً مقاله می‌خواهم همین الآن با تو ازدواج کنم! را مطالعه کنید.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *